طنز/ بهترین مناظره در بهترین خاورمیانه/شهرام شکیبا



لغتنامه

مناظره در لغتنامه اینطوری معنا شده است: مجادله و نزاع با یکدیگر و بحث با یکدیگر در حقیقت و ماهیت چیزی.

اینکه یک نفر بپرسد و الباقی جواب بدهند، مسابقه علمی، سنجش اطلاعات و به قول غربی‌ها (که در آستانه انزوا و اضمحلال اخلاقی و سیاسی هستند) «quiz show» نام دارد.

آنچه دیروز دیدیم مسابقه‌ای بود با بزرگترین جایزه جهان. در هیچ‌ جای دنیا مسابقه تلویزیونی‌ای برگزار نمی‌شود که جایزه نفر اولش رئیس‌جمهور شدن باشد.

وقت

قطعاً سرعت در این مسابقه تلویزیونی (که ما در این متن آن را مناظره می‌نامیم) بی‌نظیر بود. بنده با وجود سابقه درخشانم در مسابقات خانوادگی تا به حال «یک مرغ دارم» را با این سرعت بازی نکرده بودم. من نمی‌دانم جماعت دعوت شده بودند برای حرف زدن یا حرف نزدن؟!

البته نکته جالب این است که آقایان همه عادت به سخنرانی و تکرار شعارها دارند. خود بنده تا به حال هیچ‌کدام از آقایان را جز در حال سخنرانی ندیده‌ام. حالا سخنرانان حرفه‌ای در همه موضوعات را در نظر بگیرید با 90 ثانیه وقت برای دفاع از برنامه‌های اقتصادی‌شان. ماجرا درست مثل این می‌ماند که لیدر پرسپولیس را بنشانی وسط شیرخوارگاهی که همه بچه‌هایش خوابند. بعد تلویزیون را روشن کنند و بگویند این بازی استقلال و پرسپولیس را ببین اما نباید بچه‌ها از خواب بیدار شوند.

به نام خدا

دستور دینی است که در اول هر کار نام خدا را ببریم. سلّمنا اما زمانی که وقت اینقدر کم است که اگر کاندیدایی اول حرفش یک عطسه بکند، دو جمله از آخر حرفش کم می‌آید، چرا اول هر جمله‌شان آقایان بسمله می‌گفتند؟ «بسمله» مال اول کار است. کار آقایان هم مناظره بود. پس همان اولی کفایت می‌کرد. اگر این ریا نیست، پس چیست؟ مگر اینکه آقایان در منزل هم اینطوری حرف بزنند:

- بسم‌ا... ‌الرحمن الرحیم، خانوم لطف کنین یه چایی بیارین.

*کمرنگ یا پررنگ؟

- بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم، کمرنگ.

*راستی فرداشب حاج‌دایی و خانواده‌شون برای شام میان خونه‌مون.

- بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم، عجب!

*حالا واسه شام چی درست کنم؟

- بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم، مرغ داریم؟

*بله، ولی کمه.

- بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم، بی‌خیال، قورمه‌سبزی.

*باشه.

- بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم، میوه داریم واسه فردا؟

*آره، یه‌کم خیار هم بگیری بد نیست.

- بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم، فقط خیار؟

*بله، چیز دیگه‌ای نمی‌خوایم.

- بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم، باشه. صدق‌ا... العلی‌العظیم.

همخوانی

مجری باید با محتوای برنامه، شکل اجرا و... همخوانی داشته باشد. لذا پیشنهاد می‌شود برای دور بعدی مناظره‌ها از عموپورنگ و امیرمحمد یا فیتیله‌ای‌ها و عموقناد استفاده شود. البته با توجه به اینکه خانم‌ها نمی‌توانند کاندیدا شوند، برای اینکه مناظره‌ها خیلی هم مردانه نباشد، از خاله شادونه یا خاله نرگس و پنگول هم می‌شود استفاده کرد.

تشکر

بدین‌وسیله از شورای محترم نگهبان به جهت تأیید صلاحیت بعضی از کاندیداها تشکر می‌کنم چرا که انصافاً اوقات خوشی را عصر جمعه برای ما در کنار خانواده‌هایمان فراهم کردند.

تیزبینی

حالا می‌فهمم که دقت شورای نگهبان برای شرط سنی کاندیداها برای چه بود. چون احتمالاً در مناظره‌های بعدی کاندیداها باید «زوووو»، «گانیه»، «بالابلندی» و... هم بازی کنند.

تست هوش

یک انتقاد هم به شورای نگهبان وارد است. تست هوش و سرعت انتقال را باید قبل از تأیید صلاحیت از کاندیداها می‌گرفتند. این‌طوری کار به این مرحله نمی‌کشید و صداوسیما مجبور نمی‌شد حین مناظره‌ها تست هوش هم بگیرد.

نوآوری

تلویزیون طی یک عمل استعاری با استفاده از متافورهای تصویری مشت محکمی به دهان یاوه‌گویان زد چرا که یاوه‌گویان و سخن‌پراکنان دائم از «اکثریت خاموش» در انتخابات حرف می‌زنند. لذا طراحان مناظره یک آقای کاملاً خاموش را کنار مجری نشاندند و با این عمل نشان دادند ساکتان و خاموشان اتفاقاً در اقلیت هستند.

یادآوری

یادمان نرود جماعتی که در مسابقه هوش دیروز شرکت کردند و استعدادهای شگرف‌شان را به نمایش گذ‌اشتند، منهای یکی‌شان که جدید‌التأسیس است، همگی 30 سال در این کشور سابقه مدیریت داشتند. از معاون اولی ریاست‌جمهوری، تا دبیری شورای امنیت ملی و از دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام تا شهرداری پایتخت، از وزارت تا ریاست قوه مقننه تا بیست و هشت شغل دیگر.

اظهارنظر

جالب بود که هر هشت نفر کاندیدا درباره همه چیز نظر می‌دادند و از همه جا هم بازدید کرده بودند. حتی معدن مس یوتا در آمریکا! من نمی‌دانم چرا کلمه «نمی‌دونم» در قاموس ما اساساً جایی ندارد.

جالب‌ترین نکته

عجیب‌ترین و جالب‌ترین نکته در مناظره دیروز متأسفانه تحت‌الشعاع طراحی بی‌نظیر شکل مناظره قرار گرفت و مغفول ماند. یادمان نرود که سه نفر از این هشت نفر با هم ائتلاف کرده‌اند. آن‌وقت در مناظره (!) هم شرکت کرده‌اند و جالب‌تر اینکه حتی در یک مورد هم اتفاق‌نظر نداشتند این اعضای ائتلاف دو به علاوه یک.

به نظرم باید نام این ائتلاف را بگذارند سه منهای یک، منهای یک، منهای یک!


کاندیدایِ بنز سوارِ ناشناس/ شهرام شکیبا


خطیب نماز جمعه تهران: رئیس‌جمهور نباید با بنز تردد کند.

محسن رضایی: یکی از نامزدهای انتخاباتی که در آخرین لحظات ثبت‌نام کرده از طریق فرزندش به یکی از اعضای خانواده‌ام گفت که به سودتان است محسن رضایی به نفع پدر من کنار رود.
رجانیوز به نقل از فارس: یکی از عناصر نزدیک به خاتمی گفته است «م.هـ» در ملاقاتی با خاتمی و در پاسخ به نگرانی‌ها نسبت به کهولت سن و ناتوانی جسمی پدرش، با صراحت پاسخ داده بود: «نگران نباشید عملاً من رئیس‌جمهور خواهم بود!»
رجانیوز به نقل از فارس: «امید.م»، خبرنگار فراری گفته است: «به خانم «ف.هـ» خط دادم تا گفتمان حقوق بشر و دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی را در برنامه‌هایش بگنجاند.»
رجانیوز به نقل از فارس: «امید.م» گفته است اصولاً قرار است فرزندان آقای «هـ.ر» در این مقطع صحبت نکنند تا انتخابات را پشت‌سر بگذاریم و به همین خاطر با من شرط کرد که این مصاحبه را صرفاً بعد از اعلام صلاحیت پدرش منتشر کنم.
                                                                     ***
دیروز که عرض کردم هر نامزدی عوض اینکه برنامه‌های خودش را اعلام کند و هر هواداری عوض دفاع از کاندیدای موردنظرش به کاندیداهای دیگر حمله می‌کند. انگار اساساً انتخابات به‌جای عرصه رقابت، عرصه جنگ است و رقیب هم دشمن.
همه جای دنیا نزدیک انتخابات فریادهای «درود بر فلانی» از هوادارانش شنیده می‌شود. در ایران فریاد «مرگ بر رقیب».


جالب است که همه حواسشان به قانون هم هست. برای همین عوض نام بردن،‌ آدرس می‌دهند. اما آدرسی که هیچ رقم مو لای درزش نرود. واقعاً چه کسانی با خواندن نقل‌قول‌های بالا ممکن است فکر کنند شخص موردنظر مثلاً کامران باقری‌لنکرانی یا علی‌اکبر ولایتی است؟ خوش‌انصاف‌ها حداقل یک نکته انحرافی هم شده قاطی ماجرا نمی‌کنند.

مثلاً‌ نمی‌گویند: «رئیس‌جمهور نباید مثل هلو بنشیند توی بنز» یا مثلاً نمی‌گویند: «هـ.ر» که شاید در شبکه چهار، تاریخ هم درس می‌داده و...

یک‌طوری گرا و آدرس می‌دهند که صاف بخورد توی هدف. مثل آن بنده خدایی که گفت آن‌چه خوردنی است که زنبور درستش می‌کند، شیرین است، اسمش هم عسل است؟

احتمالاً به‌زودی این جملات هم شنیده می‌شود:


* «آن کاندیدایی که با رئیس‌جمهور می‌رود ثبت‌نام و «عزت‌ا...- الف» را هم با خودش می‌برد، کدام بهار را نوید می‌دهد؟»

* «آنها که می‌گویند زنده‌باد بهار، اگر راست می‌گویند بگویند مرده‌باد زمستان!»
* به کسی رأی بدهید که اولِ اسمش سعید جلیلی باشد.

* «رئیس‌جمهور نباید رنگ چشمش با رنگ انتخابی فتنه‌گران یکی باشد.»

* کاندیدا باید دکتر باشد. جوان باشد. مثل هلو باشد. طوری که رئیس‌جمهور قبلی هوس خوردن او را داشته باشد.
* رئیس‌جمهور باید فتنه‌گر نباشد و در مناظره‌های دوره پیش در مناظره با «م.ر» درباره اقتصاد حرف زده باشد.
* به کسی رأی بدهید که مو و ریشش جوگندمی باشد و با کاترین اشتون مذاکرات هسته‌ای نموده باشد.
* من نمی‌دانم شورای نگهبان چه‌کار می‌کند؟ یعنی چی که دشمنان باید تأیید صلاحیت شوند؟ مگر مملکت چند رئیس‌جمهور می‌خواهد؟ اصلح بر وزن افعل یعنی صالح‌ترین، چهار، پنج نفر که با هم اصلح نمی‌شوند؟ اصلح گفته‌اند نه صلحا! آن‌که بهتر است تأیید کنند. مردم هم رأی می‌دهند.
* بنده توی هوا، روی آب، زیر آب، روی زمین، زیر زمین و حتی در میان کسانی که نصفشان توی زمین و نصفشان روی زمین است، کسی را بهتر از (...) نمی‌شناسم. حالا دیگر خود ‌دانید!

http://www.khabaronline.ir/detail/293783/weblog/shakiba

جشن تکلیف سیاسی / شهرام شکیبا

در برهه حساس کنونی، شرایط جالب شده است. نامزدها رفتارهای جالبی دارند. با هرکدامشان که حرف می‌زنند و می‌گویند چرا نامزد شدید؟ می‌گوید: احساس تکلیف کردم. کم‌کم دارم شک می‌کنم که 24 خرداد 1392 قرار است انتخابات برگزار شود یا «جشن تکلیف»! که یک‌باره همگی با هم مکلف شده‌اند.

فکر کنید که یک نفر با وانت طالبی بیاورد در محله‌تان و عوض اینکه پشت بلندگو از آنچه آورده تعریف کند و برای طالبی‌هایش عقب طالب بگردد، علیه طالبان افغانی و در ضمن در مضرات آب هندوانه سخنرانی کند. حکایت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری هم این‌طوری شده. هرکدامشان عوض اینکه از برنامه‌هایش بگوید و برای خودش تبلیغات کند، به دیگری فحش و بد و بیراه می‌گوید.این وسط گاهی بعضی‌ها هم حرف‌های جالبی می‌زنند. مثلاً گفته می‌شود یکی از کاندیداهاگفته است وزیر امور خارجه باید یک چهره اقتصادی باشد. با این حساب وزیر ارشاد هم باید مدیرعامل سایپایدک باشد و وزیر اطلاعات باید دکتر ارتوپد باشد و وزیر نفت هم باید یک میوه‌فروش باشد که عنداللزوم بتواند قیمت نفت را مثل گوجه‌فرنگی ثابت نگه دارد.

همه این جماعت جشن تکلیفی هم برای اثبات خودشان مدعی هستند که در پست‌های قبلی‌شان خوب کار کرده‌اند. خب کسانی که کار را یاد گرفته‌اند و در پست‌های قبلی‌شان خوب کار کرده‌اند، حالا چرا باید تازه که جا افتاده‌اند، تغییر شغل بدهند؟ و جالب‌تر اینکه انتظار دارند مردم هم با تغییر شغل‌شان موافق باشند.
بی‌خبری
یک هفته است که در خانه هی می‌گویم «من هوس کوکوسیب‌زمینی کرده‌ام. اقلاً یک بار درست کنید با نان تازه بخوریم.» اهل منزل هم هی می‌گویند: «صبر کن انتخابات نزدیک‌تر بشه،‌ بعد. الان هنوز زوده. چند روز دیگه سیب‌زمینی از راه می‌رسه، هم کوکو سیب‌زمینی می‌خوریم، هم کتلت!»
عکس هنری
چند روزی است که یک عکس هنری خبرساز شده است. در عکس مذکور اسفندیار رحیم‌مشایی، عزت‌الله انتظامی و یک بنده خدایی که بقیه می‌گویند رئیس جمهور است، اما خودش می‌گوید آن روز هیچ‌کاره بوده، دیده می‌شوند.

البته جماعت عشق هنرپیشگی همیشه دوست دارند با هنرمندان عکس بگیرند اما به نظر من این یک عکس کاملاً هنری است. چون دست‌کم دو نفرشان در آن لحظه هنرپیشه بوده‌اند. انتظامی که به شهادت لقب هنری‌اش «آقای بازیگر» است؛ مشایی هم در نقش دوست آقای بازیگر بازی می‌کرده است. نفر سوم هم که بیکار بوده. از این آدم‌های بیکار همیشه هستند توی عکس‌های هنرمندان. این جماعت بیکار به محض اینکه دو نفر آدم مشهور می‌خواهند کنار هم عکس بگیرند، می‌آیند کنار آنها و می‌گویند: «به‌به! چه عکس سه‌نفره جالبی داریم با هم می‌گیریم.»

http://www.khabaronline.ir/detail/293565/weblog/shakiba

ترین‌های انتخابات

• احمد‌ی‌نژاد ترین کاندیدا، مشایی است و دیپلم افتخار تعلق می گیرد به جلیلی و زاکانی.
• شفاف‌ترین کاندیدا، عارف بود که بدون ترس از اصول گرایان گفت: اصول گرایان باید توبه کنند و نه ما و بدون ترس از روشنفکران گفت: فصل الخطاب رهبری است.
• خوش‌خیال ترین کاندیدا، جلیلی است که فکر می‌کند می‌تواند با تجریه ناموفق دبیری شورای امنیت ملی و شباهت به احمدی‌نژاد رای بیاورد.
• جوان‌ترین کاندیدا آقای هاشمی است. توضیح بیشتر لازم نیست. تا کور بشن اون هایی که نمی‌توانند ببینند که هشتاد سالگی برای بعضی ها تازه آغاز جوانی است.
• با برنامه ترین کاندیدا:...

ادامه نوشته

از «هلو» تا «سیب‌زمینی» در انتخابات یازدهم/شهرام شکیبا،


اگر همین‌طوری پیش برود، هر کاندیدایی که تعداد فرزندانش بیشتر باشد، با 10، 12 رأی رئیس‌جمهور می‌شود. خیلی‌هایشان هم یاد گرفته‌اند و برای هوادارانشان رنگ انتخاب کرده‌اند. این روزها نام کسانی که اعلام کاندیداتوری کرده‌اند را می‌خواندم. یک‌باره یاد جمله‌ای از احمدی‌نژاد افتادم و قضیه وزیری که رئیس‌جمهور به او گفت «هلو»! دیدم بهترین کار این است که رنگ‌ها از انتخابات پاک شود، بالاخص با توجه به انقلابات رنگی و مخملی. (برای اطلاعات بیشتر رک به کیهان) اما به هرحال هر کاندیدایی یک نماد و نشانه‌ای لازم دارد، خب چه چیز بهتر از صیفی‌جات و میوه‌جات و سبزی‌جات که مثل رنگ‌ها سوءسابقه هم ندارند. در هیچ‌جای دنیا تا به حال براندازی هویجی و کرفسی و نخودی و موزی و... سابقه نداشته و خدای ناکرده شائبه دشمنی و براندازی و این‌ها پیش نمی‌آید لذا برخی سبزیجات، صیفی‌جات و میوه‌جاتی که می‌تواند در انتخابات به کار تبلیغات کاندیداها بیاید را معرفی می‌کنم...

ادامه نوشته