چرا حذف صفر تورم زاست؟/عباس شاکری
اگرچه در سال های گذشته هیچوقت اَبَر تورم نداشته ایم، ولی تورم های دائمی دو رقمی بین 15 تا 30 درصد همواره بوده اند. مشکلات مربوط به امحا و چاپ مجدد اسکناس و هزینه های آن هم قابل ملاحظه است. محققانی که اعتقاد دارند حذف چند صفر از پولی ملی با هیچگونه مشکل توزیعی و اثر تشدیدکننده تورم مواجه نیست، باید فرض کنند که در جامعه قدرت قیمتگذاری دلخواه وجود ندارد و قیمت ها در بازارهای رقابتی عمیق و کارا تعیین میشوند. وقتی در اقتصادی قدرت قیمتگذاری دلخواه وجود نداشت و عوامل اقتصادی نتوانستند جز قیمت هایی که توسط سازوکار بازار تعیین می شوند، قیمتی وضع کنند و در صورت نبود انفعال پولی، تغییرات اسمی و حقیقی هیچکدام به تغییر نامتناسب قیمتها و توزیع مجدد درآمد و تخصیص مجدد منابع منتهی نمی شود، اقدامی همانند حذف سه صفر مؤثر است، اما در کشور ما وضعیت این گونه نیست. ما در انجام چنین کاری با چند مشکل مواجه هستیم. نخست اینکه بخش قابل ملاحظه ای از پول ما منفعل است. دوم اینکه در اقتصاد ایران قدرت قیمت گذاری عوامل اقتصادی بالا و قابل ملاحظه است. دلیل آن هم این است که یا بازارهای رقابتی عمیق و کارآمد اقتصادی نداریم یا کم داریم.
بنابراین سازوکار خودکار قیمتها که علامت دهی کارا انجام دهند در اقتصاد ما غایب است و سوم اینکه، سرعت درآمدی گردش پول در اقتصاد ایران بی ثبات است و به طور قابل ملاحظه ای از خود انعطاف نشان می دهد. با توجه به وضعیت موجود که سرعت گردش پول انعطاف دارد، سیاست های پولی ممکن است به طورکامل اثربخش نباشد و ازاینرو تثبیت پولی به عنوان یک اقدام بسترساز تحول اقتصادی به نتیجه مطلوب منجر نشود.
گاهی گفته میشود که کشورها چند صفر از واحد پولشان را حذف میکنند تا با تورم و انتظارات تورمی مبارزه کنند؛ هیچ مکتب اقتصادی این فرضیه را تایید نمیکند، مگر کشورهایی که ساختار اقتصادی خود را اصلاح کرده و تثبیت اقتصادی انجام دادهاند، در پایان کار برای اینکه به مردم و عوامل اقتصادی بفهمانند که فضا عوض شده و از امروز رویه بهگونهای دیگر است؛ حذف چند صفر از پول ملی را در دستور کار خود قرار میدهند.
علیالقاعده طبق نظریه پایه اقتصادی، حذف صفر منجر به کاهش تورم نمیشود. برای مثال حذف سه صفر باید یکهزارم قیمت کالاها را کاهش دهد، اما قیمتهای نسبی تغییر نمیکند و هیچ اتفاقی نمیافتد؛ از اینرو حذف سه صفر نه بهعنوان علت اصلاحات اقتصادی، کاهش تورم یا بهبود وضعیت؛ بلکه بهعنوان اثر و نشانه میتواند کاربرد داشته باشد. یعنی اگر کشوری اصلاحات اقتصادی انجام داد و ارقام ارزشگذاری اقتصادی آن درشت بود، میتواند حذف سه صفر انجام دهد، به مردم هم اعلام میکند که ما از این به بعد میخواهیم در فضای باثبات زندگی کنیم و مطمئن باشید که فضای بیثبات گذشته به پایان رسیده است.
حذف سه صفر اگر هیچ اثر تورمی نداشته باشد و بدون هیچ هزینهای انجام شود و در اقتصاد هم اصلاح ساختار شده باشد، آثار روانی مثبت دارد، ولی اگر بدون مقدمه و یکباره انجام شود، به نظر من هیچ اثر روانی مثبتی نمیتواند داشته باشد و زمینه را برای بالابردن بیرویه قیمتها توسط عوامل قیمتگذار فراهم میکند.
حذف صفر میتواند موجب تغییر نامناسب قیمتها شود. اگر جلو قیمت تمام کالاها سه صفر بود، بهراحتی این سه صفر را برمیداشتیم، اما نکته اصلی این است که هنگامی که تعدادی صفر از پول ملی حذف می شود، بسیاری از قیمتها مضربی از این تعداد صفر نیستند. بهعنوان مثال هنگام حذف سه صفر از پول ملی، عمده قیمت ها مضربی از هزار نیستند و به همین جهت کالاهای 2500 و 3750 ریالی که باید 5/2 و 75/3 ریال قیمتگذاری شوند، با مشکل گرد کردن اعداد مواجه میشوند و از آنجا که عوامل اقتصادی هم قدرت قیمتگذاری دارند، بدونشک اعداد را به سمت بالا گرد میکنند. قدرت قیمتگذاری تنها در مساله گردکردن بروز نمی کند، بلکه وقتی اعداد قیمتی کوچکتر می شوند و قدرت قیمتگذاری هم بالاست، افراد قیمتهای خود را بسیار کمتر از حد تناسب تغییر واحد پول ملی کاهش میدهند و این خود به معنای افزایش سطح عمومی قیمتهاست. از طرف دیگر، به دنبال کوچکتر شدن ارقام، از قبح روانی افزایش بعضی قیمتها کاسته می شود.
برای مثال اگر آپارتمان هر مترمربع سه میلیون تومان است، پس از حذف سه صفر، طبق اصل تناسب باید هر مترمربعی سه هزار تومان قیمتگذاری شود، اما چه بسا متری چهار هزار تومان قیمت گذاری شود با این توجیه که قیمت سه میلیونی، چهار هزار تومان شده است. به طور معمول قدرت قیمتگذاری در اقتصاد ما آنقدر بالاست که عوامل قیمتگذار با مواجهه هرگونه تغییر در محیط اقتصادی (حتی تغییراتی محدود و نامرتبط) قیمتهای خود را تغییر میدهند. بنابراین ما پس از حذف صفر، شاهد این خواهیم بود که قیمت بسیاری از کالاها و خدمات مصرفی و حتی مسکن و زمین به طور متناسب کاهش نمییابد و زمینه تورم بیشتر را فراهم می کند. سیاست تثبیت پول به طور حتم، دامنه عدم تناسب یادشده را محدود می کند، اما وقوع آن را ناممکن نمی کند؛ زیرا انفعال پولی و انعطاف سرعت گردش پول به خوبی افزایش سطح عمومی قیمتها در شرایط جدید را بدون افزایش نقدینگی امکان پذیر میکند.
در مجموع، در شرایط نامطمئن و بی ثبات بدون اصلاحات سیاستی و تثبیتی اقدام به تغییر صفرهای پول خود کرده اند، به نتایج موردنظر دست نیافته اند، اما کشورهایی که با اقدام های اصلاحی و تثبیتی، زمینه را برای تغییر واحد پولی فراهم کرده اند و از تغییر واحد پولی خود به عنوان یک اقدام مکمل، نهایی و ارسال یک نشانه به بازار و مردم استفاده کرده اند، به هدف خود رسیده اند. در ایران چنانچه اصل تناسب به درستی عمل میکرد و ثبات پولی و قیمتگذاری وجود داشت، این اقدام میتوانست به اهداف موردنظر منجر شود؛ اما در شرایط کنونی موجب تشدید تورم و تشدید عدم تناسبها میشود. اجرای این سیاست باید بعد از اقدامهای تثبیتی و اصلاحی نهادی انجام شود و در هنگام اجرا به شدت نظارت و کنترل شود.
*استاد اقتصاد کلان دانشگاه علامه طباطبایی
جستجوی مدام یک نشریه اینترنتی بارویکردمعرفت شناسانه است ودر چارچوب قوانین ومقررات موضوعه جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند.